چی بگم والا...!!

يادمان باشد كه از امروز جفايي نكنيم
يادمان باشد كه از امروز جفايي نكنيم
گر در خويش شكستيم صدايي نكنيم![]()
خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد
بهر بهبود ولي دوايي نكنيم![]()
جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم
شكوه از غير خطاست خطايي نكنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بي سروپايي نكنيم
گر كه دلتنگ از اين فطل غريبانه شديم
تا بهاران نرسيده هوايي نكنيم![]()
هنوزم نمیفهمم تا حالا تنها باری که توی وبم خودم حرف زدم دومین باره !!
نظر شما دوستان در مورد اینکه من باید اینجا رو که کشورمه رو ول کنم برم یه جای دور تر از خاک وطنم؟
دورتر از مادرم و پدرم و برادرم و همچنین خواهرم
یکی اینجا منطق میدونه چیه؟
پدرجان ادم یه شب تمام فامیل رو جمع کنه و بگه که بله بهار خانوم به همراه دختر هعموشون ساقی خانوم دارن میرن هلند
شما کپ نمیکنی ؟
همه دست میزنن و منو دختر عمو جان همچنان ![]()
اخه دو تا بچه ی ادم پاشن برن اونجا عیبی نداره نه منو ساقی حالا من که باز خوبم
این ساقی رو میترسم از راه به در بشه
ببینین از شوخی گذشته این حق ما نیست تصمیم بگیریم ..... من دانشجو ام ولی کیه که اهمیت بده من خانوادمو میخوام بی تا و بنیامین رو دوست دارم یعنی چی اخه
الان توی این مدت بنده اعصابم خیلی و شدیدا خورده نمیدونم چی کار کنم همه دارن تشویقم میکنن ولی من نمیخوام برم ........ و این ساقی خانوم هم با شرایط داره خودشو وفق میده این منو بیشتر عذاب میدهاینا میگن اون هیچی نمیگه و فقط گریه میکنه
نمیدونم چی میگم
پس مهم نیست مثه همیشه باید اپ کرد
بهار






